سال ها گذشته و من تو رو فراموش کرده بودم وبلاگ عزیزم. اما امشب ذهنم سمتت اومد. کلی چیزای عجیب اتفاق افتاده. سلام. :)
برچسب:
نویسنده: یوسف اسدیپور
برای دانشگاه
واقعا انگار که افتاده باشم وسط جهنم.
انقدر اذیت میشم چون که از پسش برنمیام
چون اصن قوی نیستم تو این مباحث
برچسب:
نویسنده: یوسف اسدیپور
اصلا این چند روز نتونستم خودمو کنترل کنم و وقتی م ک خودمو کنترل نمیکنم خیلی وضع بدتر میشه بخاطر اینکه از خود متنفر تر میشم پس مریضی بدتر میشه.
مشکل اینه ک یه بُعدم از ترحم متنفره، و یه بعدم دلش میخواد ک درک بشه و کلا واسم سخته ک بخوام فرقشو پیدا کنم.
در حال حاضر هیچکسیو ندارم ک باهاش صحبت کنم بدون اینکه بترسم.
کلی کار ریخته سرم و متنفرم از اینک نمیتونم خودمو کنترل کنم.
نوشتن خیلی میاد سراغم ولی خب...نمیتونم بنویسم
برچسب:
نویسنده: یوسف اسدیپور
عميقاً ناراحتم
برچسب: ناراحتم,
نویسنده: یوسف اسدیپور
برچسب:
نویسنده: یوسف اسدیپور
برچسب:
نویسنده: یوسف اسدیپور
راستی به شدت مریضم.
رفته بودم باشگاه چون باید تا مهر وزن کم کنم و نمیدونم اونجا کثیف بوده یا هرچی
مریض شدم و معده م غذا پس میزنه
سه روز هیچی نخورده بودم رفتم دکتر بهم دارو داد الان بهترم
اما بازم هر غذایی رو نمیتونم بخورم
تقریباً فقط دارم سیب زمینی آب پز میخورم چون بهم گفت فقط باید سیب زمینی آب پز یا مرغ آب پز یا برنج یا عرق نعنا و اینا بخوری.
انشالله که تا مهر 10کیلو کم کردم 
چقدر تو همچین جَو ها بودیم وقتی تینیجر بودیم و چقدر الان زندگی رو می بینم و متوجه ایم که اصلا فرقی نداره آدما چی باشن اونا به هرحال قوی و آدمن و از پس همه چی تو زندگیشون بر میان
شايد شرايطم و خانواده و زندگيم واسم دوست داشتني باشن اما براي اين كه انقدر ادم بدي ام هميشه بي نهايت از خودم متنفرم
از اينكه اين همه مامان و بابام و خواهر و برادرم و اذيت ميكنم متنفرم
از شخصيت ازار دهنده ي خودم خيلي بدم مياد
دلم ميخواد گريه كنم
ولي چقدر من قبل محدثه احمق،نفهم و ادم غير قابل تحملي بودم.
اون پروفايل مال تابستون ٣سال پيشه=)))
و بي ادبي نكنم ولي *بولشته*:|
برچسب: شنتتت,
نویسنده: یوسف اسدیپور